اولاً که عید همه مبارک و امیدوارم سال درجه یکی داشته باشین.
من از راهنمایی تا حالا یادم نمی آد اینطوری مریض شده باشم. دوشنبه بعد از برگشتن از مهمانی شب عید تب و لرز کردم و تا الان که جمعه است تونستم در نقش یک مومیایی ظاهر بشم. خلاصه از تمام کار و زندگی موندم و تنها اتفاقی که یادم می آد افتاده باشه به دوشنبه برمیگرده و همون مهمانی عید که گزارش می کنم.
توی تورنتو به خاطر جمعیت زیاد ایرانی (نزدیک به 100 هزار نفر)، هر سال تقریباً برای تمام مراسم رسمی ایرانی مثل شب یلدا، چهارشنبه سوری و عید نوروز، ایرانی ها برنامه های مختلفی برگزار می کنن که معمولاً یا کنسرت خواننده های لوس آنجلس هست یا دی جی های موزیک ایرانی توی کلاب. من ممکنه در سال یکی دو تا از این برنامه ها رو برم چون اولاً خیلی اهل موزیک ایرانی نیستم و دوماً یک جور شلوغ خر تو خریه این برنامه ها و بلااستثنا هم توشون دعوا می شه. این عادت رو متاسفانه ایرانی ها با خودشون از ایران میارن دقیقاً همون جوری که هر جا پاطوق بود تو ایران برای جلب توجه ملت هم دیگر رو می زدن (امثال علی گازورها).
تنها برنامه های قابل تحمل که هر سال همه جور ایرانی و مخصوصاً خانواده ها می رن و حالت ارگانایزدی داره ماله عید نوروزه. این برنامه ها رو توی سالن های بزرگ برگزار می کنن و عین یک عروسی بزرگ اما بدون عروس و داماد هستن. این برنامه ای که ما رفتیم امسال هم اسمش QT بود و شام و Fashion Show و فرامرز آصف ارائه می داد که بد نبود.
البته شوی لباس برنامه جز 2 - 3 تا، از داف ایرانی بی بهره بود و عزیزان روس و کانادایی صحنه رو قبضه کرده بودن که به دست اندرکاران از همین جا توصیه می کنم که برای سال های آینده ملت همیشه در صحنه رو از منابع سرشار وطنی بی بهره نگذارند.
Friday, March 24, 2006
Wednesday, March 15, 2006
من تهران را دوست دارم
حدود دو سال پیش یعنی تابستون 2004 من داشتم می رفتم ایران برای دیدن دوستان و خانواده. طبق معمول قبل از سفر رفتم پایین شهر (Downtown) تورنتو برای خرید لباس و تر و تازه شدن که چشمم به یک مغازه خیلی خوشگل افتاد توی خیابون Queen که فقط تی شرت می فروخت و طرح های روی تی شرت هاش هم خیلی باحال و خفن بود. مثلاً از عکس دیوید بووی (David Bowie) (که یکی از بت های موسیقی برای منه) بگیرید تا ایلوستریشن های عجیب و غریب ولی خیلی ترندی با چاپ عالی داشت. وقتی تو رفتم متوجه شدم که به جز این طرح ها می شه تی شرت های سفارشی با طرح یا نوشته دلخواه هم همونجا سفارش داد و خرید.
خلاصه یک آلبوم جلوی ما گذاشت با کلی طراحی های مختلف که می شد این ها رو ترکیب کرد و یک چیزی در آورد از توش که طرف بزنه رو تی شرت. یک بخش آلبوم هم حروف الفبا بود و من تصمیم گرفتم یک چیزی روی تی شرت بنویسم به جای چاپ تصویر. بعد از یک کم فکر کردن دیدم من دارم می رم تهران و واقعاً هم از این موضوع خوشحالم پس نوشته روی تی شرتم شد "I LOVE (HEART) TEHRAN". خلاصه این تی شرت رو ما پوشیدیم و هر کی دید به شدت حال و حول کرد و از ما پرسید از کجا گرفتی منم می خوام. من هم می گفتم همین یکی رو درست کردم! و شرمنده طرف می شدم (یک بار توی تهران توی یک مهمانی یکی پیشنهاد کرد که همونجا پنجاه دلار حاضره بخرتش!) فکر می کنم دلیل موفقیت تی شرت هم رنگ و جنسش باشه که در واقع از گرون ترین تی شرت بدون طرح بازار آمریکا استفاده کردم.
حالا بالاخره این اتفاق افتاده و دیگه همین یکی نیست بلکه یک سری از این تی شرت رو درست کردم و دارم آنلاین می فروشم. 5 درصد از فروش رو هم می دم به "انجمن حمایت از حقوق کودک" در ایران که شیرین عبادی تاسیس کرده. اگر دوست داشتین می تونین از سایتش خرید کنید. از ماه دیگه هم تی شرت های دخترانه خواهیم داشت ولی فعلاً فقط پسرانس. توی سایت اگر رفتین اون نوشته صفحه about us رو هم حتماً بخونید.
خلاصه یک آلبوم جلوی ما گذاشت با کلی طراحی های مختلف که می شد این ها رو ترکیب کرد و یک چیزی در آورد از توش که طرف بزنه رو تی شرت. یک بخش آلبوم هم حروف الفبا بود و من تصمیم گرفتم یک چیزی روی تی شرت بنویسم به جای چاپ تصویر. بعد از یک کم فکر کردن دیدم من دارم می رم تهران و واقعاً هم از این موضوع خوشحالم پس نوشته روی تی شرتم شد "I LOVE (HEART) TEHRAN". خلاصه این تی شرت رو ما پوشیدیم و هر کی دید به شدت حال و حول کرد و از ما پرسید از کجا گرفتی منم می خوام. من هم می گفتم همین یکی رو درست کردم! و شرمنده طرف می شدم (یک بار توی تهران توی یک مهمانی یکی پیشنهاد کرد که همونجا پنجاه دلار حاضره بخرتش!) فکر می کنم دلیل موفقیت تی شرت هم رنگ و جنسش باشه که در واقع از گرون ترین تی شرت بدون طرح بازار آمریکا استفاده کردم.
حالا بالاخره این اتفاق افتاده و دیگه همین یکی نیست بلکه یک سری از این تی شرت رو درست کردم و دارم آنلاین می فروشم. 5 درصد از فروش رو هم می دم به "انجمن حمایت از حقوق کودک" در ایران که شیرین عبادی تاسیس کرده. اگر دوست داشتین می تونین از سایتش خرید کنید. از ماه دیگه هم تی شرت های دخترانه خواهیم داشت ولی فعلاً فقط پسرانس. توی سایت اگر رفتین اون نوشته صفحه about us رو هم حتماً بخونید.
Saturday, March 11, 2006
ربط انرژی هسته ای و دموکراسی
یکی از خواننده ها در مورد مطلب انرژی هسته ای برام کامنت گذاشته بود که "چه ربطی داره". ربطش به نظرم اینه که انرژی هسته ای تکنولوژی خیلی حساسیه چون به جز انرژی می شه از اون بمب هم تولید کرد. حکومت هایی که شفاف و دموکراتیک نیستن در نتیجه به مردمشون هم پاسخگو نخواهند بود و کاملاً خودسرانه ممکنه سر جنگ با جایی بگذارند که خلاف منافع ملی و خواسته مردمشون باشه. همچنین اگر افرادی فاسد یا جنگ طلب قدرت رو به دست بگیرن چون از راه های دموکراتیک نمی شه اونها رو عوض کرد، کنترلی هم روی اعمالشون نیست حتی اگر مردم ازشون و از سیاست هاشون ناراضی باشن. من فکر نمی کنم هیچ مردمی بگذارند حکومت دموکراتیکشون یک حکومت دموکراتیک دیگه رو "نوک" بکنه. دقیقاً می شه مدل یوگوسلاوی زمان میلوشویچ (که امروزم مرد) رو مثال زد که دیدیم علناً مردم آخرش با زور کشیدنش پایین چون از جنگ خسته شده بودن و اون هم تن به شکست در انتخابات نمی داد. اگر میلوشویچ بمب داشت شاید استفاده می کرد ازش نه؟ ولی آیا ممکنه هیچ کشور دموکراتیکی در عصر حاضر در استفاده از بمب اتم پیش قدم شه؟ من به شخصه بعید می دونم چون اگر نماینده های واقعی یک مردمی باشن می دونن که اون یعنی آخر کار خودشون.
اصولا یک تئوری در علوم سیاسی هست به نام "تئوری صلح دموکراتیک" که آر. جی رامل تئوریسینش هست. طبق این تئوری دموکراسی ها با هم نمی جنگند و در نتیجه تنها راه اتمام خشونت در جهان برقراری دموکراسی هست. من شخصاً این تئوری رو قبول دارم. در واقع خلاف این مطلب هم هنوز ثابت نشده. این مقاله در مورد موافقان و مخالفان تئوری صحبت می کنه و بد نیست.
اصولا یک تئوری در علوم سیاسی هست به نام "تئوری صلح دموکراتیک" که آر. جی رامل تئوریسینش هست. طبق این تئوری دموکراسی ها با هم نمی جنگند و در نتیجه تنها راه اتمام خشونت در جهان برقراری دموکراسی هست. من شخصاً این تئوری رو قبول دارم. در واقع خلاف این مطلب هم هنوز ثابت نشده. این مقاله در مورد موافقان و مخالفان تئوری صحبت می کنه و بد نیست.
Friday, March 10, 2006
پوتین های پوتین از وبلاگ کابوس
"اینها تصور می کردند که اگر در داخل مثلا اجتماع روز زن را تاب نمی آورند و با باتوم به جان عده ای زن و دختر می افتند و تنشان را کبود می کنند ، و حتی به صورت غزل- بانوی ایران، سیمین ، پیرزن هفتاد و اندی ساله ای که اهل هر جای دیگر دنیا بود مجسمه اش را به احترام می ساختند، سیلی می زنند ، می توانند با قلتشن بازی و گردن کلفتی دنیا را هم مرعوب کنند . زهی تصور باطل ، ... "
"اینها تصور می کردند که اگر در داخل مثلا اجتماع روز زن را تاب نمی آورند و با باتوم به جان عده ای زن و دختر می افتند و تنشان را کبود می کنند ، و حتی به صورت غزل- بانوی ایران، سیمین ، پیرزن هفتاد و اندی ساله ای که اهل هر جای دیگر دنیا بود مجسمه اش را به احترام می ساختند، سیلی می زنند ، می توانند با قلتشن بازی و گردن کلفتی دنیا را هم مرعوب کنند . زهی تصور باطل ، ... "
سلام شورای امنیت
خب بلاخره دویدیم و دویدیم، به شورای امنیت رسیدیم. اونجا هم حداقل یک دونه خاتون به نام رایس خواهیم دید که نه تنها بهمون دوغ و ماست نمی ده (و حتی به قول آقای لاریجانی "آب نبات")، بلکه قراره پول تو جیبیمون رو هم در بهترین حالتش قطع کنه. فرافکنی هم اصولاً حد و مرز نمی شناسه و اگر دقت کنید می بینید تمام مشکلات رو دولت جدید داره می اندازه تقصیر دولت خاتمی. دیروز خوندم که وزیر بهداشتش داشت می گفت ما 185 میلیون تومن بدهکاریم و ال و بل و نمی تونیم به همه اهداف برسیم.
حالا نگاه کنید کی گفتم، اینا همین جوری که شکست پرونده اتمی رو تقصیر کوتاهی خاتمی می اندازن، گرونی بنزین و بی کاری و افت کیفیت آفتابه رو هم تقصیر این و اون (از جمله آمریکا و اسرائیل) می اندازن و من هم چشمم آب نمی خوره که مردم باور نکنن. وقتی توی همین تورنتوش من با ملت باید سر و کله بزنم که همه بدبختی های ما تقصیر آمریکا نیست و باید بتونیم دلایلش رو توی خودمون و اشتباهاتمون جستجو کنیم، دیگه فکر کنید از کسانی که توسط تبلیغات داخلی و دسترسی نداشتن به اطلاعات آزاد شستشوی مغزی داده می شن چه انتظاری باید داشت.
اصولاً من کشته مرده آمریکا نیستم ولی این شده مثل جریان بچه تنبلی که یاد گرفته هر وقت نمره نمیاره به ننه بابای سادش بگه "آخه تقصیره معلمم بود چون با من لجه!" کسی نمی گه اون معلم فرشتس ولی چرا توی دنیا فقط ما، کره شمالی، سوریه، کوبا و ونزوئلا با آمریکا مشکل داریم؟ یعنی همه کشورهای دیگه وطن فروش یا نفهمن و ما چند تا با وضع درخشان مملکت هامون چه از نظر اقتصاد چه آزادی بیان درست عمل می کنیم؟!
حالا نگاه کنید کی گفتم، اینا همین جوری که شکست پرونده اتمی رو تقصیر کوتاهی خاتمی می اندازن، گرونی بنزین و بی کاری و افت کیفیت آفتابه رو هم تقصیر این و اون (از جمله آمریکا و اسرائیل) می اندازن و من هم چشمم آب نمی خوره که مردم باور نکنن. وقتی توی همین تورنتوش من با ملت باید سر و کله بزنم که همه بدبختی های ما تقصیر آمریکا نیست و باید بتونیم دلایلش رو توی خودمون و اشتباهاتمون جستجو کنیم، دیگه فکر کنید از کسانی که توسط تبلیغات داخلی و دسترسی نداشتن به اطلاعات آزاد شستشوی مغزی داده می شن چه انتظاری باید داشت.
اصولاً من کشته مرده آمریکا نیستم ولی این شده مثل جریان بچه تنبلی که یاد گرفته هر وقت نمره نمیاره به ننه بابای سادش بگه "آخه تقصیره معلمم بود چون با من لجه!" کسی نمی گه اون معلم فرشتس ولی چرا توی دنیا فقط ما، کره شمالی، سوریه، کوبا و ونزوئلا با آمریکا مشکل داریم؟ یعنی همه کشورهای دیگه وطن فروش یا نفهمن و ما چند تا با وضع درخشان مملکت هامون چه از نظر اقتصاد چه آزادی بیان درست عمل می کنیم؟!
Monday, March 06, 2006
انرژی هسته ای حق غیر مسلم ماست.
Wednesday, March 01, 2006
ایران - کستاریکا
اولاً که کاستاریکا نه و کستاریکا! این گزارشگر بازی از روی ادب هی این اسم رو اشتباه می گفت.
دوماً که تیم ملی نیمه اول رو خوب بازی کرد ولی نیمه دوم رو تقریباً رید.
سوماً این که کستاریکا با تیم ب اومده بود و فقط 3 - 4 تا بازیکن اصلی خودش رو داشت و با تیم ما که به جز 2 بازیکن با ترکیب اصلی بازی می کرد خیلی اوضاعش فرق داشت. در ضمن این تیم از آمریکای مرکزی یک روز قبل از بازی به ایران رسیده در نتیجه خودتون حساب کنید که جقدر باید خسته باشه. از این دو نکته نتیجه می گیریم که خیلی هم نمی شه به تیم ایران مطمئن شد و این بازی اصلاً محک درستی برای تیم ما نبود. این هم لیست بازیکن های آخرین بازی کستاریکا در مقدماتی جام جهانی و لیست بازیکن هاش مقابل ایران. خودتون مقایسه کنید.
شخصاً حدس می زنم مسئولان تیم کستاریکا به بازیکن ها گفتن ببینین ما می دونیم وضع ایران از نظر سیاسی و امنیتی خیلی معلوم نیست و کسی هم مجبور نیست با ما بیاد. اما ایرانی ها پول خوبی می دن پس بد نیست بریم. هر کی اومد اومد هر کی نیومد هم مشکلی نیست، از کل این کشور می شه 22 تا بازیکن یک جوری جور کرد. خوب معلومه وقتی سر تا ته بازی هی "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" رو با انگلیسی دست و پا شکسته نشون می دن تیمی حاضر نمی شه با ایران بازی کنه. این ها دل مردم رو خوش می کنن که آرژانتین رو میاریم. به قول انگلیسی زبون ها: sweet dreams!
دست دولت و آقای احمدی نژاد درد نکنه که خوب داریم تو همه چی پیشرفت می کنیم!
دوماً که تیم ملی نیمه اول رو خوب بازی کرد ولی نیمه دوم رو تقریباً رید.
سوماً این که کستاریکا با تیم ب اومده بود و فقط 3 - 4 تا بازیکن اصلی خودش رو داشت و با تیم ما که به جز 2 بازیکن با ترکیب اصلی بازی می کرد خیلی اوضاعش فرق داشت. در ضمن این تیم از آمریکای مرکزی یک روز قبل از بازی به ایران رسیده در نتیجه خودتون حساب کنید که جقدر باید خسته باشه. از این دو نکته نتیجه می گیریم که خیلی هم نمی شه به تیم ایران مطمئن شد و این بازی اصلاً محک درستی برای تیم ما نبود. این هم لیست بازیکن های آخرین بازی کستاریکا در مقدماتی جام جهانی و لیست بازیکن هاش مقابل ایران. خودتون مقایسه کنید.
شخصاً حدس می زنم مسئولان تیم کستاریکا به بازیکن ها گفتن ببینین ما می دونیم وضع ایران از نظر سیاسی و امنیتی خیلی معلوم نیست و کسی هم مجبور نیست با ما بیاد. اما ایرانی ها پول خوبی می دن پس بد نیست بریم. هر کی اومد اومد هر کی نیومد هم مشکلی نیست، از کل این کشور می شه 22 تا بازیکن یک جوری جور کرد. خوب معلومه وقتی سر تا ته بازی هی "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" رو با انگلیسی دست و پا شکسته نشون می دن تیمی حاضر نمی شه با ایران بازی کنه. این ها دل مردم رو خوش می کنن که آرژانتین رو میاریم. به قول انگلیسی زبون ها: sweet dreams!
دست دولت و آقای احمدی نژاد درد نکنه که خوب داریم تو همه چی پیشرفت می کنیم!
