Wednesday, September 20, 2006

از نور نیویورک امشب خوابمان نبرد

بابام بعد از 35 سال از آتلیه اش کار فروختن، 2 نوامبر امسال در گالری آرتا تورنتو نمایشگاه انفرادی خواهد داشت. خودم شخصاً خیلی هیجان زده ام و دلم می خواد خیلی خوب این نمایشگاه برگزار بشه. امروز داشتم روی طراحی پوستر و کارت دعوت و غیره نمایشگاه کار می کردم و اگر بشه فردا تمومش می کنم و این جا هم می ذارمش. خلاصه افتتاحیه نمایشگاه از ساعت 5 تا 8 خواهد بود و خوشحال می شم دوستانی که تورنتو هستن رو اونجا ببینم.

این فیلم Good Will Hunting رو هم دوباره دیدم (البته دفعه اول ایران بود و 8 سال پیش با کیفیت آشغال در نتیجه دیدن نبود) و چقدر کیف کردم. بازی Matt Damon بی نظیره توی فیلم و خود سناریو هم که اسکار اون سال رو گرفته بوده حرف نداشت. یک جورایی فیلم سوال قدیمی "ثروت بهتر است یا علم" رو تبدیل می کنه به "ثروت بهتر است یا علم یا عشق" که خوب احتمالاً می شه حدس زد شخصیت اول فیلم کدام رو انتخاب می کنه. جالب برای بچه های تورنتو اینه که تمام صحنه های داخلی فیلم که قرار دانشگاه MIT باشه همین دانشگاه تورنتوی خودمونه!

این قضیه پست قبلیم هم یک کم جالبه چون دوباره که خوندمش دیدم موقع نوشتن بد دیوانه شده بودم ولی خوب یک نکته ای هم هست که بابا جان هر کلمه ای در دنیا یک معنی خواصی داره، اگر تعریف اون رو نمی دونی لااقل تو سر بقیه باهاش نزن! همین!

اینجا در تورنتو آخر هفته ها با دوستان جمع می شیم از هر دری حرف می زنیم. معمولاً توی این دوره زمونه هر بحثی به سیاست منجر می شه. بحث سیاسی هم که می شه دیگه همه جبهه همدیگر رو می دونیم. بعضی وقت ها ناراحت می شیم ولی اکثر اوقات عادت کردیم و کدر هم نمی شیم. حالا امیدوارم شما هم همینطور باشید چون از وقتی که من یادم میاد گفتن: "ز پرده ناله حافظ برون کی افتادی / اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی".

Tuesday, September 19, 2006

از دست شما ملت بی سواد کم مونده دیوانه بشم!!

آقا جان مادرتون، جان بچه تون، جان پت تون قبل از اظهار نظر مطالعه کنید وگرنه به سرنوشت دوست عزیزم حسین دچار می شین که خودش رو ژورنالیت می دونه ولی هنور تعریف دموکراسی رو نمی دونه و این شخص دوم هم که به من گفته "آمریکا و دموکراسی رو نمی شه توی یک جمله آورد".

یک توضیح کوتاه فقط بدم. ببینید ملت!! دموکراسی از دو کلمه تشکیل شده، دمو به معنای مردم در یونانی و کراسی یعنی حکومت بازم در یونانی. در این سیستم اکثریت مردم به اقلیت حکومت می کنند و در شکل مدرنش این اکثریت از طریق رقابت در انتخابات آزاد به طور مستقیم یا غیر مستقیم نماینده خودشون رو به ریاست جمهوری یا نخست وزیری می رسونن. این می شه تعریف دموکراسی. حالا اگر یک کشوری رئیس جمهورش از طریق این نوع انتخابات که بهش "دموکراتیک" می گن انتخاب شه و از قضا آدم گهی از آب در بیاد و بره عراق رو بگیره دلیل نمی شه در اون کشور دموکراسی نباشه! چرا این تو مغز عقب مونده یک مشت بی سواد نمی ره من نمی دونم. بابا اصلا خواهر و مادر بوش! این هیچ ربطی به قانون اساسی یک کشور و نوع سیستم سیاسیش که 250 سال پیش تدوین شده نداره.

مثل اینه که من از سیب خوشم نیاد، بعد یکی یک سیب بذاره جلوم من بگم "نه! این سیب نیست چون من شنیدم سیب خوبه ولی این خوشمزه نیست پس سیب نیست!" بابا دموکراسی یک معنی بیشتر نداره و از همه خواهران و برادران بی سواد و مدعی می خوام محض رضای خدا برن مطالعه بفرمایند بعد بیان بگن کجای عالم دموکراسی هست کجا نیست.

از این به بعد من با کسی که تا ته این مقاله رو نخونده باشه در مورد هیچ چیزی در این عالم حرف نمی زنم چون ارزش یک کلمه حرف زدن با من رو نداره.

اگر تا ته این رو خوند و بازم به این نتیجه رسید که آمریکا دموکراسی نیست اونوقت باید جایزه نوبل علوم سیاسی رو به طرف بدن چون تعریف این کلمه باستانی رو توانسته عوض کنه.

بابا خود چامسکی و مامسکیشم نه تنها قبول داره آمریکا دموکراسیه بلکه می گه آمریکا "آزادترین" دموکراسیه حتی در مقایسه به فرانسه و انگلیس. آخه چرا اعصاب منو خورد می کنید عزیزان! مخالفت با سیاست خارجی آمریکا یک بحثه، بحث در سطح Political Science 101 که "دموکراسی را شرح دهید" یک بحث دیگه!

خورهٌ ویکی

من بدجوری خورهٌ ویکیپدیام و در نتیجه صفحه بابام رو روش به طور درست و حسابی راه اندازی کردم و انشاالله با کمال پارتی بازی پربارترش هم خواهم کرد. مخلص همگی.

Thursday, September 14, 2006

نام درس: پاکسازی 1


در ارتباط با سخنرانی جدید احمدی نژاد در مورد لزوم پاکسازی دروس دانشگاه از لیبرالیسم و سکولاریسم.

Tuesday, September 12, 2006

فستیوال ویرجین

یکشنبه با صنم رفتیم فستیوال موسیقی "ویرجین" که برای دو روز در تورنتو آیلند برگزار می شد. از اول من داشتم به خاطر گروه خیلی معروف Massive Attack می رفتم و یک گروه کانادایی به اسم Sam Roberts که از گروه های مورد علاقمه، ولی جمعه خبرش در آمد که Massive Attack نتونستن بیان و یک گروه کانادایی دیگه به اسم Broken Social Scene (که یک بار اصلاً باید مفصل راجع به این ابرگروه بنویسم) که قرار به جای اون ها بیان. در هر صورت من این یکی ها رو هم دوست داشتم و تصمیم گرفتم برم. برنامه از ساعت 12 ظهر شروع می شد و تا 11 شب ادامه داشت و در طول این زمان کل جزیره فقط برای کسانی بود که برای فستیوال آمده بودند. 2 تا صحنه بزرگ هم درست کرده بودن که در آن واحد 2 تا گروه برنامه اجرا می کردن، هر گروه هم 45 دقیقه تا یک ساعت.

در کل برنامه خیلی خیلی باحال تر از چیزی که فکر می کردم از آب دراومد. اولاً که هوا بی نظیر بود و آفتابی و دوماً این که می تونستم احساس کنم بالاخره جای خودم رو پیدا کردم! متاسفانه دوستان من توی تورنتو موزیک های سبک من رو گوش نمی دن و من که خودم رو یک خوره کامل توی راک مستقل به حساب می آرم اکثراً باید تنهایی قدر موزیک خوب رو بدونم. رفتن به این فستیوال و دیدن این همه آدم که به خاطر Wolfmother (اتفاقاً فرداش خواننده این گروه رو توی خیابون دیدم و باهاش عکس انداختم!) و The Strokes و Broken Social Scene و Zero 7 و گروه های نه چندان عوام پسند دیگر تا اونجا اومدن حال اساسی می داد. سومین دلیلی هم که حال کردم این بود که "بابا لامصب ها همه عالی اجرا کردند!" یعنی واقعاً چندین بار نزدیک بود اون وسط به کسی آسیب بزنم از زور انرژی و حال!

تنها مشکلی که تقریباً همه برنامه های فضای آزاد اونتاریو دارن اینه که مشروب رو باید در جاهای خاصی خورد و نمی شد مثلاً هم جلوی صحنه بود هم آبجو زد، بلکه باید می رفتی یه جای نسبتاً پرت و مشروبت رو بخوری بعد برگردی جلوی صحنه.

یک بار هم دو تا زوج (بدون قصد توهین به این قشر عزیز) تابلو مهندس (یعنی کاملاً تابلو که فوق لیسانس مهندسی برق یا عمران یا از این قبیل هستند) به مدت 45 دقیقه جلوی ما وایستادن و توی اون صدای وحشتناک بلند نمی دونم چه جوری با هم حرف زدن. امکان جای دیگه رفتن ما هم نبود. خلاصه تمام تمرکز من رو می گرفتن و چپ چپ نگاه کردن های من هم فایده ای نداشت. دلیل این هم که حدس می زنم مهندس بودن اینه که 75 درصد مهندس ها انقدر با فرمول و عدد سر و کله می زنن که تمام ذوق هنری شون محو می شه و از تیپ، مدل مو، مدل حرف زدن و غیره می شه فهمید که این ها تحصیل کرده هستن ولی خیلی "با ذوق" نیستن. اگر می گید نه برید دانشجوهای هنر هر جای دنیا رو با دانشجوهای مهندسی مقایسه کنید. البته خوب احتمالاً اون ها هم به ما می گن ** خل. به هر حال.

جونم دیگه براتون بگه که سی هزار نفری مثل اینکه امده بودن در نتیجه برگشتن رو یک ذره زود با صنم جیم فنگ شدیم و تونستیم در اعصاب و انرژی مقداری صرفه جویی کنیم. کلی هم صنم عکس گرفته که به زودی رو فلیکرم خواهد رفت. از شما ملت علاقه مند هم می خوام که جان هر کی دوست دارین دست از سر موسیقی های زمان جنگ سرد بردارید و یک کمی خودتون رو به روز کنید. حتماً یک گروه نباید اندازه Metallica بشه که آدم بره توی کارش . کلی گروه های عالی در هر سبکی که گوش می دین وجود داره که می شه شناختشون و از قدیم الایام گفتن "الموزیک بازی من الایمان".

Friday, September 08, 2006

قابل توجه حسین درخشان

حسین جان که فکر می کنه وزارت اطلاعات محسنی اژه ای که گاز گرفتن عیسی سحرخیزش هنوز خاطرمون هست، تغییر کرده و حالا لی لی به لا لای ملت می زاره اشتباه خفنی داره می کنه. ویدیوی منصور اسانلو پس از حمله به سندیکای شرکت واحد. اگر حسین مطمئنه با جهانبگلو مثل یک گل رفتار کردن منم مطمئنم وزارت اطلاعات مستقیم یا غیر مستقیم در جریان مشت و مال و تیغ مالی اسانلو بوده.