Wednesday, March 21, 2007

نوروز 1386


کار من در رابطه با فیلم 300.

نوروز همه مبارک. امیدوارم سال بهتری از 85 داشته باشیم پر از سلامتی، پول، خوشحالی، موزیک خوب، سکس خوب، سفر خوب و خوشگذرانی خوب و کمتر رادیکالیسم و شورای امنیت و احمدی نژاد و موگابه.

فیلم مستند درباره Pete Doherty نابغه خود-مخرب (Self Destructive) تقدیم به همه دوست داران پیشروترین موسیقی دنیا یعنی موسیقی راک مستقل بریتانیایی.

Friday, March 09, 2007

درباره 300

پندار یک کار خیلی باحال داره می کنه و یک بمب گوگلی درست می کنه تا به نوعی بتونیم وجه خوب ایران باستان رو که توی فیلم 300 به شدت منفی نشون داده شده رو به اون دسته از جماعت غیر ایرانی از همه جا بی خبر از طریق هنر معرفی کنیم. تفاوت این بمب گوگلی با اون جریان خلیج فارس اینه که در واقع ما یک سایتی خواهیم داشت مثل یک نمایشگاه دائمی از کارهای هر هنرمندی که اثرش مرتبط باشه با ایران باستان. هر کسی هم کار باحالی با این سوژه داره می تونه اون رو برای سایت بفرسته.

به نظر من این کار خیلی مهمه و همیشه هم گفته ام که از این نامه های اعتراض خشن و تهاجمی خیلی بدم می آد چون فقط ما رو به صورت یک ملت پرخاشگر نشون می ده. اصولاً هم وقتی دولت خود ما با ایران باستان و فرهنگ خودمون مشکل داره و اون رو ضد اسلامی می دونه و به جهان معرفی نمی کنه، ما چه انتظاری داریم که ملت های دیگه دلشون برای ما بسوزه و بهمون حال بدن. اول باید خودمون شروع کنیم به تغییر دیدگاه غرب (اون هم نه با فحاشی، بلکه با عمل) بعد شاهد تاثیر اون توی فرهنگ عامه اونها باشیم.

در نتیجه از همه کسانی که وبلاگ دارن خواهش می کنم لینک زیر رو توی سایتشون بذارن و با خوره بازی هم هی روش کلیک کنن:
300 the movie

Monday, March 05, 2007

ارتباط دادن تن تن به مجلس هفتم با کمال پررویی

امروز رفته بودم Chapters (کتابفروشی) محله مون برای بابام کتاب بخرم دیدم ایول! تمام کتاب های تن تن رو گذاشتن روی یک استند باحال عین موشک "سفر به ماه" و می فروشن. خلاصه هر چی سعی کردم نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و "تن تن و پیکارو ها" و "پرواز 714" رو خریدم و در نتیجه 30 دلار رفتم پایین. به هر حال فکر می کنم ضرر نکردم چون من هم مثل اکثر هم سن و سال هام (و حتی بزرگتر) از بچگی عاشق تن تن بودم و بیشتر اون ترجمه های بی نظیر قبل از انقلابش رو داشتم و بیشتر از n بار هم اون ها رو خونده بودم و چیزی که اینقدر دوست داشتم رو خوبه که داشته باشم. در ضمن فرزند(ان) فرضی من در آینده دور هم باید تن تن بخونه و حال کنه. خدا رو چه دیدی، یه موقع دیدی به خاطر تلاش های آقای احمدی نژاد توی کانادا هم انقلاب اسلامی شد و تن تن های چاپ قبل از انقلابشون نایاب شد و ما تونستیم این ها رو کلی گرون بفروشیم.

واقعاً باید به مترجم اون سری مدال اول افتخار مملکتی رو داد که کلمات و اصطلاحاتی مانند "گاریچی" و "بر دم شیطون لعنت" رو جایگزین "billions of blue blistering barnacles" و مضخرفات بامزه ای از این قبیل کرده بود. به هر حال، اگر این پول زبون بسته رو ماهی 30 دلار خرج تن تن کنم تا ساله دیگه همه کتاب هاش رو دوباره خواهم داشت البته متاسفانه به انگلیسی. واقعاً مشکل اصلی که من با جمهوری اسلامی دارم این نیست که حالا نمی ذارن من و امثال من رئیس جمهور و نماینده مجلس شیم (که تازه غلط کردن نمی ذارن مگه من به عنوان یک شهروند چیم از آقایان بزرگوار کمتره؟) حالا اصلاً حقوق شهروندی رو سگ خور، تن تن ترجمه درست رو دیگه چرا نمی شه خرید؟ چون هادوک ویسکی می خوره؟! بابا گندتون بزنن که مجبور می کنین آدم تن تن رو به انگلیسی بخونه! این مسئاله ای که مطرح کردم به خدا مهمترین موضوعه. یعنی یکی از میلیارد ها مشکلیه که با این بسته مشکلات داشتن یک حکومت ایدئولوژیک میاد. یعنی نه تنها فعال زنان رو می گیرن و رد صلاحیتت می کنن و کشور رو تا دم جنگ و ورشکستگی می برن، بلکه تن تنت رو هم باید به انگلیسی بخونی. حالا مثال هایی از این دست زیاد دارم که به مرور زمان انشاالله رو می کنم.