Wednesday, September 21, 2005
استالین مخوف
فعلاٌ که دو سوم کتاب رو خوندم واقعاٌ فرق خیلی زیادی بین استالین و هیتلر نمی بینم، فقط شاید از جنایت های هیتلر خیلی بیشتر از جنایت های استالین شنیدیم و دیدیم و خوندیم.
چند تا نقل قول خفن از استالین براتون می آرم از توی کتاب که شمام از جنون این آدمو ببینین:
"مرگ حلال مشکلات است، آدم که رفت مشکل هم می رود." (توجه بکنید که منظورش دقیقاٌ آدم های مخالفشه)
"هر مرگی یک تراژدی است، ولی مرگ یک میلیون تن صرفاٌ یک آمار است." (بدون شک استالین مسبب مرگ بیش از 20 میلیون از مردم شوروی به حساب می آد و اون موقع هم کم و بیش خودش این رو می دونسته)
"بزنید، بزنید، و باز هم بزنید" (در توصیه به ماموران گرفتن اقرار)
آخرین چیزی هم که جلب توجه می کنه اینه که استالین تقریباٌ جایی برای رحم قائل نبوده و از زن رئیس دفترش تا پسر معاون اولش رو اعدام کرده تا پروفسوری که قرار بوده بهش فلسفه معاصر درس بده. به نوعی دلیل اینکه این آخریه را می کشه این بوده که خیلی درس یاد نمی گرفته و علناٌ اعلام می کنه که "این اراجیف را دیگر در دانشگاه ها درس ندید" !
Tuesday, September 20, 2005
شورای امنیت یا لولوخورخوره
فرض هم که آمریکا نیروی زمینی نداره بره تهران رو فتح کنه یا اینکه ایران خیلی خیلی پرزوره که آمریکا ازش بترسه (که از نظره من اتفاقا ادعاهای ایران در مورد ارتشش گنده گوزیه) و نفتم الان بشکه ای 67$ باشه، ولی والله موشک کروز رو که از آمریکا نگرفتن! مگه یادتون نیست سال 99 وقتی آمریکا دید این میولوشویچ آدم بشو نیست زد یوگوسلاوی رو مثل آب خوردن ترکوند؟ مگه ارتش یوگوسلاوی چیز ناچیزی بود؟
اگه یادتون باشه 1 سال قبلش همین شورای امنیت سازمان ملل که استاد لاریجانی دوشنبه گفته: "حد آخرش اين است که لولوی شورای امنيت را به ما نشان دهند و پرونده را به شورای امنيت بفرستند و البته، ارسال پرونده ايران به شورای امنيت به هيچ وجه به معنای اين نيست که مردم ايران بايد رو به قبله شوند" 2 تا قطعنامه بر علیه یوگوسلاوی صادر کرد و توش گفت یا کوسوو رو ول میکنی یا باید کاره دیگه ای کرد و در واقع بمباران های ناتو و آمریکا را قانونی کرد.
حالا اگر 1 ماه دیگه ایران رفت به شورای امنیت یا به قول لاریجانی تو بقل "لولو" و این لولوه هم همچین قطعنامه ای راجع به انرژی هسته ای ایران صادر کرد و آقای خامنه ای هم تصمیم به ول کردن انرژی هسته ای یا تخمی یا بمبی یا هر چیز دیگه ای که هست نگرفت چی؟
آره شاید اون موقع آمریکا و هیچ جای دیگه نیان رسما ایران رو "بگیرن" ولی می تونن 20 تا 20 تا تمام نقاط مهم اقتصادی و استراتژیک ایران رو با کروز عین یوگوسلاوی بزنن. کسی هم که فکر می کنه این شهاب 3 و این چیزا که ایران می سازه می تونه جایی رو بزنه یاد عراق می اندازمش که تا آمریکا حمله کرد خواست مثلا اسرائیل رو با کروز های خودش بزنه ولی یه راست نصفش رفت تو مدیترانه بقیشم به جایی که کسی صداشم نشنید.
به هر حال بازی بازی کردن با این چیزا یک ریسکیه که جا واسه شوخی نداره. اگر آمریکا ایران رو بزنه ضربه ای به اقتصاد ما و سرمایه های ملی ما وارد می شه که خدا می دونه کی و چجوری ممکنه این مملکت دوباره پا بگیره.
Wednesday, September 14, 2005
مسئله مهرورزی
من هر چی امروز فکر کردم منظور احمدی نژاد از مهروزی چیه به جایی نرسیدم. کلاً البته چند تا حالت به ذهنم رسید که اگر اصلاً منظوری داشته باشه از این اصطلاح، باید یکی از اینا باشه:
1- مهرورزی دولت نسبت به مردم:
با وجود وزرایی مثل محسنی اژه ای و پورمحمدی منطقاً و رسماً همچین چیزی غیر ممکنه. درضمن اگر هم منظورش همین باشه خیلی ابتکار خاصی به خرج نداده چون سالیان ساله که در غرب به این می گن Good Governance که البته توی تعریف اون کسی رو به جرم انتقاد از دولت زندانی نمی کنن. یا حتی چرا انقدر بریم دور، توی اون جامعه برای شادی "تعریف" درست نمی کنن و خانواده و دوست های عروس داماد رو در یک عروسی اراذل و اوباش به حساب نمی آرن.
2- مهرورزی مردم نسبت به دولت:
من مخلص اون دولتیم هستم که به من مهرورزی کنه اونوقت هر جور مهرورزی خواست من بهش می کنم فقط از اونجایی که بند یک توضیح دادم نمیشه دولت هی به من مهرورزیه از پشت بکنه از اونور انتظار داشته باشه من قربون صدقش برم.
3- مهرورزی مردم به مردم:
از فردا احتمالاً همه سر پل تجریش باید همدیگرو بقل کنن (البته آقایون آقایون رو خانمام خانمارو) هی قربون شکل همدیگه برن یا مثلا در تاکسی رو که محکم می بندی راننده تاکسی باید بگه "جونم محکم تر ببند فدای سرت" و از این قبیل. بازم من یکی که مشکلی ندارم ولی نمی دونم چرا یاده سید خندان ساعته 6 عصر می افتم احساس می کنم نمیشه.
4- مهرورزی دولت نسبت به دولت:
آهان حالا شدی بچه خوب! من خرو بگو که چه فکرهای چرتی به سرم زده بود. منظور محمود خان دقیاقاً همینه. یعنی حکومت رو یه دستش می کنیم، اونوقت صبح تا شب می شینیم قربون صدقه "عدالت و اسلامیت" هم دیگه می ریم، رهبر قربون دولت، دولت قربون قوه قضاییه،... خلاصه این به اون مهرورزی اون به این مهرورزی اونوقت یواش یواش به فکر مهرورزی به بقیه جهان می افتیم و حاجی می ره پشت تریبون سازمان ملل و امر می کنه که "سازمان ملل یکتا پرستی را ترویج کند" و کلا تصمیم می گیره حکومت دنیارم یک دست کنه. فقط یه کم این کار مشکله چون نه اسم پسر بوش "مجتبی"س نه اسم پسر عنان.
