Sunday, January 29, 2006

راجر فدرر قهرمان روباز استرالیایی

ساعت 6 و 45 دقیقس و متاسفانه حالم گرفته شد. این بشر هم رده توی دنیای تنیس نداره. بریم بخوابیم.

Friday, January 27, 2006

یک عادت ایرانی

چند تا ماشین توی ایران سوار شدین که صاحبش حاضر نبود روکش صندلی هاش رو در بیاره؟ چند تا تلویزیون دیدین که برچسب اطلاعاتی روی شیشه اش رو طرف حاضر نبود بکنه؟ چند تا ریموت کنترل دیدین که تمام عمرشون از توی نایلون در نیومدن؟ خب من به شخصه زیاد! حتی این آخری رو خودمون هم می کردیم. این عادت شاید هم فقط ایرانی نباشه ولی مشخصاً ماله کشورهای توسعه نیافته است که همه چیز دست دوم هم ارزش داره و تا سال ها خرید و فروش می شه در نتیجه همه می خوان جنس ها برای روز مبادا "نو" یا "فابریک" بمونه.

همچین چیزی توی کانادا (و احتمالاً کشورهای توسعه یافته) هیچ معنی نداره. من تقریباً ندیدم چیزی رو اینجا کسی تعمیر کنه مگر این که گارانتی داشته باشه. انقدر مخارج کارگر (Labour) بالا هست که تعمیر یک چیز با خریدن نوش تقریباً یکسان در میاد یا حتی بیشتر. مثلاً موبایل من اینجا آنتنش شکست و وقتی خواستم تعمیرش کنم گفتن می شه 150$. من اون موبایل رو 100$ خریده بودم! همین اتفاق برای پرینترم افتاد. در نتیجه کسی زیاد به فکر نو نگه داشتن چیزی نیست.

حالا برای تفریح شما یک نمونه جالب که همین الان رویت شد را نمایش می دم. اتاق ملاقات آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در دیدار با هاشمی رفسنجانی. به تابلوی اون پشت دقت کنید. آخه اون تابلو رو بعداً کی می خواد بخره؟ تازه تابلو رو "قاب شیشه ای" می گیرن دقیقاً برای همین نه "کیسه"! حالا تابلوی نقاشی هم که نیست یک پرینت ناقابله شیشه هم نداشت نداشت.

کسی هم اگر عکسی چیزی از این پدیده عجیب غریب داره یک جایی بذاره به ما هم نشون بده!

Thursday, January 26, 2006

مارکوس باغداتیس پدیده تنیس

مارکوس باغداتیس قبرسی-یونانی 20 ساله دنیای تنیس رو به هم ریخته! دیوید نعلبندیان یکی از غول های دنیا و بازیکن شماره 4 دنیا رو همین الان توی 5 ست و برگشتن از 2 ست عقب زد و رفت به فینال. گفتم که امیدوارم حال راجر فدرر بازیکن شماره 1 رو اونجا بگیره. یونانی ها و قبرسی ها فکر کنم اگر باغداتیس قهرمان شه مثل زمان جام ملت های اروپا که قهرمان شدن بریزن توی خیابون های تورنتو و یک کارناوال باحال داشته باشیم (نخیر! یادم نبود هوا چقدر سرده!).

من برای اولین باره که می بینم توی مسابقه تماشاچی ها (یونانی) عین فوتبال یک ریز تشویق می کنن و داور هی باید بگه "ساکت لطفا! سسسسس...!". گزارشگر می گفت تنیس به خاطر باغداتیس مثل بمب توی قبرس و یونان ترکیده و مردم کارشون رو تعطیل می کنن می شینن برای اولین بار توی تاریخشون تنیس نگاه می کنن. پس می ریم تا یکشنبه شب بازی فینال استرالیایی.

Wednesday, January 25, 2006

روباز استرالیایی

این "روباز استرالیایی" (Australian Open)عجب چیز هیجان انگیزیه. به نظر من جالبترین گرند اسلم ساله و دلیل اصلیش هم اینه که اون 3 تای دیگه فرنچ، یو اس و ویمبلدون توی تابستون و تقریباً نزدیک به هم برگزار می شن ولی این یکی به خاطر موقعیت جغرافیایی استرالیا که در نیمکره جنوبیه در زمستان ما و تابستان اونا برگزار می شه که مخصوصا تماشای آفتاب داغش و داف های تنیسور و غیر تنیسور بی نظیرش روحیه آدم رو در این کانادای سرد عوض می کنه.

این چند وقت بازی های عالی تماشا کردم و الانم مسابقات تا یک چهارم نهایی رفته و امیدوارم باغداتیس قبرسی و فدرر سوییسی رو توی فینال ببینم. این باغداتیس لامصب 20 سالشه و رده بندی یا سید (سید به معنای سید محمد خاتمی نخوانید! سید بر وزن سیب به معنی رده بندی جهانی) هم نداره ولی اندی رادیک سید شماره 2 را زده و امیدوارم حال فدرر رو هم بگیره.

از اون طرف مسابقات زنها رو هم که دیگه نگید! من نمی دونم چطوری ولی خوشبختانه این دخترهای مامانی، قدبلند، مو طلایی و ظریف اروپای شرقی (خودتون شاهد باشین: ماریا شاراپووا، دانیلا هانتوچووا، نیکول وایدیسووا) دارن دنیای تنیس رو از دست یک سری دختر یغر (درست نوشتم؟) اروپای غربی (توصیه نمی کنم، ولی اگر می خواین می توننین تجربه کنید: کیم کلایسترس، لیندزی داونپورت، آملی ماورسمو) در میارن که فکر می کنم از نظر همه این امر حلال باشه. این شاراپووا چند بار تا حالا من رو عاشق خودش کرده و به نظرم حتی از آنجلینا جولی نیک آهنگ هم بهتره!

خلاصه منو بگیرین که تب تنیس کشتتم و همه ویک اند رو میخوام بازی کنم. یسسسسسسسس.

Saturday, January 14, 2006

بازی کشورداری

این هفته یک کوچولو تنبلی کردم دلیلش هم این بود که از ایران برام بازی Civilization IV رسید. من از ورژن یک این بازی که فکر کنم حدود سال 94 اومد بیرون خوره اش بودم و ورژن به ورژن هم خداتر میشه. امسال هم یا یکی از بهترین یا بهترین بازی سال توسط نشریات مختلف انتخاب شد.

موضوع بازی هم اینه که از سال 4000 قبل از میلاد تمدنت شروع می شه (که می تونی ایران رو هم انتخاب کنی) و باید یواش یواش تمدن رو بسازی و توی علم پیشرفت کنی، بجنگی و رسماً کشورت رو اداره کنی. تقریباً این ورژنش می تونه یک سیمولاتوره کشورداری باشه انقدر واقعی و با جزئیات درستش کردن. به عنوان مثال در عصر روشنگری اگر سیستم مدنی - اجتماعی کشورت رو (که حدود 50 ترکیب مختلف داره) روی آزادی بیان بگذاری باعث بالاتر رفتن خوشحالی، پس تولید و در نتیجه درآمد دولت توی کشور خودت و از اون طرف باعث پایین رفتن خوشحالی در کشورهای همسایه ای که این گزینه را برنداشتن میشه. البته همین آزادی بیان باعث می شه هر چند وقت یک بار کشورت با اعتصاب یا شورش هایی مواجه بشه و دیگه حق انتخاب با خودته، هر چیزی خوبی و بدی های خودش رو داره.

به هر حال 1-2 روز زیادی توی کارش بودم. به بروبچه های عاشق سیاست هم به شدت توصیه می شه چون در عین سرگرم کنندگی به شخصه چیزهای خیلی باحالی از توش یاد گرفتم.

Friday, January 06, 2006

این کروبی سمج

یک مصاحبه عجیب و غریب با کروبی که توی شرق امروز (شنبه) چاپ شده و در اون کروبی بالا و پایین مصباح رو گفته. من دل و جرئت کروبی رو تحسین می کنم ولی از اون شجاع تر شرقه که این مصاحبه رو چاپ کرده. فقط اینجاش رو بخوننین:

"در اوايل دهه پنجاه، مبارزات باز شدت گرفت. يك شب منزل يكى از دوستان عزيز ما مهمان بوديم. در آن سال ها فشارها نيز افزايش يافته بود. در آن جمع دوستانه صحبت از مبارزين شد. چند نفر از دوستان كنونى، همچون آقاى موسوى خوئينى ها در آن جلسه حضور داشتند. از دوستان قديمى صحبت شد. من رو كردم به جناب آقاى هاشمى رفسنجانى. پرسيدم از آقاى مصباح اصلاً خبرى نيست. نه يك اعلاميه اى منتشر مى كند، نه يك سخنرانى. هيچ اثرى از ايشان نيست. در حالى كه آن اوايل ايشان بالاخره حضور داشت. در جلسات ما بود. بعضى اوقات جلسات در خانه ما به كرات تشكيل مى شد. وقتى اين سئوال را از هاشمى كردم، او گفت: مگر شما خبر نداريد آقاى مصباح چگونه شده است؟ گفتم: نه. آقاى هاشمى گفت: آقاى مصباح به كلى از حركت نظام و انقلاب و مبارزه برگشته است."

واقعاً فکم یک جاهایی افتاده بود. یادم نمیاد در 10 سال اخیر چنین افشاگری از کسی داخل نظام خونده باشم. از دست کروبی فرصت طلب سر جریانات انتخابات مجلس هفتم خیلی شاکی بودم ولی یکم به خاطر این حرفاش حاضرم ببخشمش. سماجت قابل تقدیری که برای گرفتن حقش از احمدی نژاد و آدم های پشتش داره به خرج می ده یواش یواش چهره ای از پشت پرده نظام داره نشون می ده که اگر این انتخابات به این شکل برگزار نمی شد تا سال ها کسی نمی دید. کروبی زده به سیم آخر و من امیدوارم این مصاحبه کاری دست کروبی نده چون مطمئنم چیزهای اساسی تری هم هست که می تونه بگه.

Monday, January 02, 2006

آی پاد و مخالفانش

یک سایت ضد آی پاد که چند تا دانشجوی تورنتویی راه انداختن. هدف از این سایت اینه که مردم پول اهدا کنن به سایت و هر وقت به 400 دلار رسید (قیمت یک آی پاد) بچه های سایت برن به یک مغازه Apple و جلوی مردم بعد از خریداری یک آی پاد نو اون رو خرد خاک شیر کنن. قبلاً هم این کار رو توی یک مغازه تورنتو کردن و فیلمش هم در همین سایت موجود است!

خود من از آی پاد بدم نمی آد و دلیلی هم برای داغون کردنش نمی بینم ولی شده مثل مد شدن های توی ایران که یکهو فرضاً کفش های Dr. Martens مد می شد یا هزاران کوفت دیگه که انقدر گندش رو در می آوردن که هر چقدرم اون چیز خوب و بدردبخور بود رقبت نمی کردی بری طرفش. حالام این آی پاد بیشتر پز و باحالی شده تا اینکه یک شی منطقی.

فعلاً منتظرم یک آی پادی بیاد که اندازه 2 بند انگشت باشه و دوربین، رادیو، تلویزیون، مبایل و ارگانایزر باشه بعد برم به کارش!

در ضمن جالب می شه اگر یک لیستی از همه این مد شدن های عجیب توی ایران درست کنیم. اگر کسی چیز باحالی یادش میاد کامنت بذاره.