من دو هفته پیش برای کریسمس و سال نو میلادی رفتم برای اولین بار به نیویورک. کلاً نیویورک خودش یک سلبریتی به تمام معناست در نتیجه فکر می کنم هر کسی حتی اگر اون رو از نزدیک هم ندیده باشه فکر میکنه می دونه اونجا چه خبره و چه جوری هاست ولی جداً، نه، کسی تا از نزدیک اون رو نبینه مثل کسی می مونه که بگه من فضا نرفتم ولی حدس می زنم چه جوری هاست. از لحظه در اومدنم از ایستگاه قطار تا 10 روز بعدش که از شهر رفتم یک لحظه احساس نکردم جایی از این شهر خسته کننده یا با اشکاله و فقط مبهوت عظمتش بودم. از معماری و آسمانخراش های خیره کننده شهر که برای کینگ کونگ قرار بوده حکم یک جنگل بتونی رو داشته باشه، تا خیابان های پهن منهتن با پیاده رو های پهن ترش که سیل آدم توش بالا و پایین می رن تا موزه های بی نظیرش که اگر ماه ها هم توشون وقت بذاری کمه تا کافه ها و رستوران های پرتعدادش که هر کدومش می تونه بهترین یک شهر دیگه باشه تا گالری ها و نایت کلاب هاش تا سنترال پارک عظیمش تا مغازه های پر زرق و برقش و جزء جزء شهر فقط به من یادآوری می کرد که دارم توی پایتخت جهان راه می رم.
فکر نمی کنم کسی باشه که ببینه نیویورک رو و آرزوش نباشه یک زمانی اونجا زندگی کنه. احتمالاً تمام مردم دنیا رو می شه به دو دسته تقسیم کرد، کسانی که دوست دارن نیویورک زندگی کنن یا کسانی که دوست دارن لس انجلس زندگی کنن. من هنوز ال ای رو ندیدم ولی قطعاً جزو دسته اولم!
خونه یکی از دوستهای قدیمیم کمانه توی نیویورک مونده بودم و اریک دوستم هم از فرانسه به ما ملحق شده بود. خلاصه از صبح می زدیم بیرون و تا شب که بر می گشتیم هنوز 100 تا جا مونده بود که باید می رفتیم. دیدن Ground Zero ولی تجربه عجیبی بود. فکر می کنم شاید تنها محل تاریخی خیلی مهم دنیا باشه که اهمیتش به خاطر بودن چیز خاصی در اون جا نیست بلکه به خاطر نبودن چیزی سر جاش. همچنین تایمز سکوئر که قلب کاپیتالیزم و کانسومریزمه و به نوعی روح دنیای مدرن برام خیلی عجیب غریب بود. با اریک صحبت می کردیم می گفت تو زیادی با آمریکا حال می کنی و باید فلسفه انتقادی خودت رو نسبت بهش حفظ کنی. منم گفتم آمریکا به نظر من امپراطوری دوران ماست و تاثیرگذارترین کشور جهان. من نظریه های انتقادی خودم رو هم نسبت بهش دارم ولی نمی تونم محوش نشم. در مقابل یک همچین عظمتی (اقتصادی، علمی، فرهنگی، سیاسی، نظامی) یا باید نگاه کرد و تحسین کرد و یاد گرفت یا باید حسادت کرد و مخالفت کرد و نفرین کرد.
اگر فردا یک آدم فضایی بیاد به زمین توی هر شهر بزرگ دنیا از کلکته تا کاراکاس بگه کوکاکولا، مایکل جکسون، سوپرمن، میکی ماوس همه می دونن چیه، ولی توی همین شهر ها چند تا کلمه بیگانه با فرهنگ اونجا می شه گفت که از آمریکا نیامده باشن و همینقدر شناخته شده باشن؟ آیا 1000 سال دیگه آمریکای امروز رو با روم باستان و یونان باستان مقایسه نمی کنن؟ من خودم رو یک شهروند جهانی می دونم و به این عنوان و با یک نگاه بی طرف و غیر سیاسی آمریکا رو موفق ترین کشور دنیا می بینم و لایق تحسین. شاید این نگاه کمی هم ماکیاوللیستی و نیچه ای باشه ولی به هر حال کیه که بدش بیاد کشور خودش به عظمت آمریکا باشه؟
در کل این بحث من با اریک خیلی طولانی شد و من هم نظرهای اون رو اینجا نمی آرم چون خودش وبلاگ بزنه بنویسه! به من چه! ولی احساس می کنم اگر یک همچین مناظره ای یک بار بین من و یک مخالف آمریکا (نه مخالف بوش، من دارم آمریکا رو در کل و در تاریخ نگاه می کنم که بوش یک نقطه کوچیکه درش) انجام بشه برای ما ایرانی ها مخصوصاً نسل من که با شستشوی مغزی جمهوری اسلامی راجع به آمریکا بزرگ شدیم جالب باشه.
از جاهای باحالی که رفتم سازمان ملل بود که دیدن شورای امنیت و مجمع عمومی که کوچکتر از چیزی که فکر می کردم جالب بود. همینطور شب سال تحویل رفتم کنسرت Clap Your Hands Say Yeah که خیلی حال داد. حالا بعداً بیشتر راجه به جاهایی که رفتم می نویسم. این مطلب یک کم طولانی شد.
پ.ن.: می دونین که iPhone هم در میاد به زودی. خود من پارسال همین رو پیشبینی کرده بودم ولی حیف که بچه شدم و آی پاد رو 2 ماه پیش خریدم. اصلا من دارم می شم تکینستراداموس! انتخابات شورای شهر رو هم درست پیشبینی کردم!

5 comments:
ahsantoom! karehson pish binit baraye ayandeye man chiye? ye zane toopoolo mopool giram miyad ya na??
chukz!
ahsantoom! karehson pish binit baraye ayandeye man chiye? ye zane toopoolo mopool giram miyad ya na??
chukz!
hey taktak!! bah bah che blogiii... man ke az khodame tu NY zendegi konam. bebin 100 sal tul mikeshe ke bekhunam blogeto ro... bamaze ke farsi minevisam. man ke bayad be 100 ta zabun benevisam to khub khodeto rahat kardi... rasti iphone 1 gherun ham nemiarze. man antiApple am!!! felan already cisco sue karde Apple ro :-)
http://news.bbc.co.uk/1/hi/business/6250511.stm
در جواب دوست خوب آقاي تکين آغداشلو در وبلاگ سردبير خودم درقانون ا ساسي بريتانيا ملکه قدرت مطلقه است صاحب مملکت و مردم داخل آن است . حالا اگر از قدرتش استفاده نمي کنه علت اينه که قانون مکتوب با قانوني که در کشورشون عمل مي شه مثل همه جاي دنيا فرق داره . پس اونچه مي خوام بگم اينه که خيلي فرقي نداره قانون نوشته شده چيه بايد قانوني را که در کشور عمل مي شه عوض کرد . شاد باشي ميترا
good observation
Post a Comment