Tuesday, November 01, 2005

آخر هفته هالووین

فکر کنم برای ما ایرانی ها ترسناک ترین چیز این هفته زیاد ربطی به هالووین نداشت و بیشتر برمیگشت به رئیس جمهورمون و حرف هاش. به هر حال زیاد در این مورد صحبت شده و بد نیست یک ذره بی خیال این مسائل بشم هر چند که خوره شدم و ترکش سخته.

در کل جمعه که رفتم یک مهمانی ایرانی توی The Docks که یک کلابیه دم دریاچه اون پایین مایین های تورنتو. چیز زیاد مالی نبود ولی باید می رفتم چون یک از طریق یک شرکتی که براش نیمه وقت کار می کنم (به اسم AGI Media که مجله روزنه رو هم توی تورنتو در میاره) تبلیغات تلویزیونی اونجا رو برای اسپانسرهای اون برنامه درست کرده بودیم و باید نظارت می کردیم که درست باشه اما آخر سر هم سیستم این ها به علت نوعی بدویت و بی نظمی نتونست تبلیغات رو پخش کنه.

شنبه هم تولد صنم دوست دختر سابقم بود که با وجود گذشت 2 سال از یک بهم زدن خیلی دراماتیک هنوز دوستای خیلی خوبی هستیم. به علت تصادم این روز با روز میمون هالووین من از زور مجبوری یک ریخت پانکی برای خودم درست کردم ولی قیافم در مقایسه با ملت توی مهمونی شبیه کارمند بانک ملی بود. انواع مرد های زن شده و مادام باترفلای ها و دراکولا ها موجود بودن و حتی یکی از بچه ها رسما انقدر ترسناک شده بود که من موقع حرف زدن باهاش به اون ماسک خفن نمی تونستم نگاه کنم و مجبور بودم سرم و بندازم پایین! آخر سر هم یک لیوان آب شنگولی را به علت حواس پرتی به ضبط نوش جان کردم و به جز ضرر مالی، ملت همیشه در صحنه را نیم ساعت از رقص شنبه شب محروم کردم که این خودش یک گناهه بزرگه.

یکشنبه هم تولد بابام بود و رفتیم با بقیه اهل منزل شام مفصلی زدیم. این سال ها که کم می بینمش واقعا وقتی اینجاس سعی می کنم ولش نکنم.

2 comments:

Anonymous said...

It was nice to read your text for the first time. It was nice,harmonic and privat. Continue to write and I promise to read it. You are even nice looking as your father, Aydin.

From Stockholm
November 14 2005

Anonymous said...

love, love you, älskar dig