Monday, November 07, 2005

وضعیت: شخمی

این چند وقت با کار و درس سرم خیلی شلوغ بود در نتیجه خیلی نتونستم بنویسم، اما این دلیل نمی شه که اتفاقات جالبی نیفتاده. اولاً که هفته پیش پاسپورت کاناداییم رو گرفتم و قضیه علناً جدی شد. دیگه یواش یواش دارم به پایین مرز هم فکر می کنم و احتمالاً اولین سفرم به شیطان بزرگ این کریسمس و به نیویورک خواهد بود. احساس می کنم هر چی بیشتر خبر از ایران بیرون میاد بیشتر دلم می خواد برم نیویورک، حالا پیدا کنید دلیلش را.

حالا یه کم سیاسی شم. نه؟ چرا نه؟ جون من فقط یه پک!

خودمونیم ها، بعد از 4-5 ماه که از انتخابات گذشته یواش یواش یه سری تحلیل های شخمی اساتید داره بوش در میاد. یکی از تحلیل هایی که همیشه کفر من رو در میاورد این بود که: "معلومه کی رئیس جمهور می شه شما خودت رو خسته نکن! کی میشه؟ به! رفستجانی دیگه پس کی؟" البته 2 ماه بعد از انتخابات همون آدم احتمالاً می گه: "این خودش سناریوی رفسنجانی بود که از اول اینو رئیس جمهور کنن. ناکس همه اینا زیر سر خودشه." متاسفانه این جای بحث نداره.

یا این یکی: "بععععله این محافظه کارها می خوان دولت و سیاست خارجی رو دست خودشون بگیرن که امتیاز برقراری با آمریکا به حساب خودشون تموم بشه و و با غرب ساخت پاخت کنن نه اصلاح طلب ها. یعنی نظارن رقیب شیرینی این کار رو بچشه." دیدیم چقدر اینا دارن با آمریکا رابطه برقرار می کنن. رابطه بیشتر شبیه رابطه یه دهاتی خلافه با کدخدا که همه ده هم بگن به حرف کدخدا گوش کن دست از خلاف بردار آخه مشکلت باهاش چیه می گه که: "سال 1332 کدخدا تو دعوای من (کاشانی) و بچه همسایه (مصدق) طرف من رو گرفت." یکی نیست بگه ناراحتی تو از این مسئله چیه.

خلاصه از این اراجیف زیاد گفته می شد و می شه ولی من اولاً با تئوری توطثه آبم تو یه جوب نمیره بعدش هم از یک رژیم ایدئولوژیک توقعی جز اینی که هست (یعنی سر جنگ داشتن با طبقه متوسط به بالای مدرن خودش و تمدن غرب) نمیشه داشت و هر کس فکر می کنه (احتمالاً می کرد) این جناح راست خوب شد که اومد یا نمی دونم یکدست شد پس اقتصاد و دیپلماسی و غیره رو ردیف می کنه بلانسبت کور خونده. سالی که نکوست از بهارش پیداست.

1 comment:

Anonymous said...

agh! alan az khooneye nazgol residam khooneh va as promoissed weblogeto daram mikhoonam! shabeh azizi bood!